تبليغاتX
اندیشیدن با پتک - کمپین و اشتباه های من در مورد آن.

بعد از تظاهرات های 22 خرداد در سال های 84 و 85 به نظر می رسید که جنبش زنان به آن سطح از اجتماعی شدن رسیده که خود را آماده ی یک برنامه ی فراگیر اجتماعی کند. و در شهریور 85 کمپین 1 میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز آغاز به کار کرد تا با فشار به قانون گذاران زمینه ی تغییر قوانین نابرابرجنسیتی را فراهم آورند. بسیاری از فعالین اجتماعی حوزه ی زنان به این حرکت پیوستند و گروه هایی از سه دسته از نیروهایی که به هر حال خواستار تغییرات و تحولاتی در عرصه ی اجتماعی اند با این کمپین سر ناسازگاری برداشتند: گروه هایی از اصلاح طلبان که کمپین را در قامت رقیب اجتماعی با القوه ی خود می دیدند، گروه هایی از لیبرال هایی که استفاده ی کمپین از اسلام را در آن خوش نمی داشتند و در انتها گروهی از فعالین چپ، که آن ها انتقاداتی گسترده تر به کمپین داشتند.

یکی از خصوصیت های آدمیان که می تواند به عنوان یک فضیلت اخلاقی شناخته شود این است که با جسارت اشتباه های خود را بپذیرد و آن ها را اصلاح کند. من به عنوان یک فعال دانشجویی چپ مدت زیادی از همکاری با کمپین خودداری کردم، البته که در مقابل آن ها سنگ اندازی نکردم. درست می اندیشیدم، کمپین به غایت حداقلی است، خواست های انسانی را باید با دلایل و استدلال های انسانی درخواست کرد و برای آن ها مبارزه کرد. اما حقیقت این است که رژیم( که در یک سال گذشته کاملا در حال سرکوب جنبش های اجتماعی است) در مقابل این حداقل ها هم با قدرت ایستاده است. حداقل، رسیدن به این حداقل های ابتدایی می تواند به زنان جامعه مان بسیار روحیه دهنده باشد تا مبارزات خود را ادامه دهند و گسترده تر کنند. در جامعه ی مذهبی ایران که دراندیشه ی بسیاری" فمینیست ها" انسان هایی اند که دنبال در آوردن روسری از سر مردم اند( همان گونه که کمونیست ها از زنان شان استفاده ی اشتراکی می کنند) آوردن این مطالبات در تمام سطوح اجتماعی شاید به شکل دیگری ممکن نباشد. یادمان نمی رود که برای اولین بار است که بحش بزرگی از توده های مردم با این طرح درگیر مساله زنان شده اند.

گروهی از دوستان چپ، کمپین را لیبرالی می دانند چون حقوقی است. آیا تقاضای تعیین 500 هزار تومان  به عنوان حداقل دریافتی کارگران به دلیل این که حقوقی است لیبرالی است؟ آیا این که مثلا منصور اسانلو به دنبال افزایش حقوق رانندگان شرکت واحد است کارش لیبرالی است؟ امیدوارم این گونه نباشد! آن چه که من دیده ام این است که اسانلو و مبارزات سندیکای شرکت واحد بود که جنبش کارگری را نفسی داد و فی الواقع موجود کرد. در این جا مجال این نیست که تمام انتقادهای از کمپین را ذکر کنم، قطعا تعدادی از این انتقادها هم وارد اند اما این که از یک انتقاد بتوان نتیجه گرفت که نباید با کمپین همکاری کرد، این بحثی دیگر است. هنگامی که آلترناتیوی موجود نیست و منتقدان هم کاری برای ایجاد آن نمی کنند( توان آن را ندارند یا در ایجاد آن شکست خورده اند) انتقاد از این حرکت کاملا به سان غر زدن است.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 23:40  توسط روزبهان امیری  |