قابل توجه رفیق گرامی، آقای بینا داراب زند .
تا آن جایی که من می دانم، 2 نقد از طرف دانشجویان چپ به مساله ی پلاکاردهای سرخ مطرح شده ، یکی توسط دوستم امیر یعقوبعلی و دیگری توسط خودم. در این جا نگاهی به نوشته ی آقای داراب زند می اندازم و ارتباط آن را با نوشته ی خودم می جویم.
نوشته ی آقای داراب زند 3 قسمت اصلی دارد: در ابتدا در مورد "شوخی بردار نبودن مبارزه ی سیاسی" به دانشجویان چپ علامه تذکری داده اند. در پله ی دوم نوشته ی خبرنامه ی امیرکبیر را با نوشته ی وبلاگ اوای دانشگاه مقایسه کرده اند تا "خبر رسانی مغرضانه" ی خبرنامه ی امیرکبیر را نشان دهند و در انتها در مورد جنبش دانشجویی و جنبش های اجتماعی و نقش چپ ها در آن و هویت مستقل چپ ها در آن در عین اتحاد عمل نوشته اند. سعی می کنم که نگاهی دقیق به نوشته ی ایشان داشته باشم و انتقادهای خود را در این مورد بیشتر توضیح دهم.
ایشان در ابتدا از جدی بودن مبارزه ی سیاسی و شوخی بردارنبودن آن نوشته اند، و مخالفت لیبرال ها با پلاکاردهای سرخ را ترفندی از طرف بورژوازی برای حذف این نیروها از صحنه ی مبارزه دانسته اند. آقای داراب زند گرامی! بیایید با خودمان روراست باشیم! هیچ دو نیرویی در دانشگاه نیست که خود را بر زمین بخواهد و دیگری را بر عرش! این روشن است که چشم انداز بلند مدت تحکیم با چپ ها متفاوت است. سخن معترضان چیز دیگری است، هر چند با نیت های متفاوتی گفته می شوند. سخن این است: تجمع برای آزادی 3 دانشجوی زندانی پلی تکنیک است، و دعوت کننده هم انجمن این دانشگاه. با تعداد فراوان پلاکارد امدن و بعد تجمع را کار چپ ها دانستن( از نوع رادیکال شان) عین بی اخلاقی و مظهر مطلق اپورتونیسم است. و دور باد این اندیشه از ما که حضور چپ ها در صحنه ی مبارزه را تنها با "پلاکاردی به دست" ممکن و موجود بدانیم. تحکیمی ها از مورد سو استفاده قرار گرفتن ناراحت اند، که این متحدی است که خود برای 16 آذر انتخاب کردند و همراهی اش را آزمودند.، و من ناراحت ام از ضربه هایی که به چپ ها و تصویرشان در دانشگاه ها وارد می شود. چه شیرین است در این میان صدای چپ "علامه" که نام چپ را آلوده ی اپورتونیسم و هیاهوهای بی مورد و تو خالی نمی کنند و صدای دیگری سرمی دهد. ایشان در ادامه می اورند:" البته هیچگاه انتظار نداریم که دانشجوی جوانی که مدت کوتاهی است با توده ای از ایده آل های توهمی از مبارزه ی سیاسی وارد این میدان گشته بتواند این واقعیت را درک کند... ." اولا داشتن توده ای از ایده آل های توهمی ربطی به سن و سال ندارد. ثانیا این روش برخورد، روش هوشمندانه ای برای برخورد با دیگران و غیر هم نظران نیست. در ضمن، بسیاری از چپ های علامه خود عضو انجمن اند.
در ادامه ایشان از مغرضانه بودن نوشته های "خبرنامه ی امیرکبیر" گفته اند و این مساله را در نبودن پلاکاردهای سرخ به آن صورت که "هیچ عکسی بدون آنها نمی توانست ظاهر گردد، و راهی جز اذعان حضور قدرتمند چپ در آن آکسیون نداشتند" ریشه یابی می کنند!! رفیق گرامی! اولا می دانیم که کار رسانه ای و خبری اصولا مغرضانه است! هیچ کس در راه رضای خدا کار خبری نمی کند. بلکه سعی می کند که حقیقت را آن گونه نشان دهد که حداکثر هم راستایی را با منافع اش داشته باشد. اما من کلا با پیش فرض شما مخالفم! در خبرنامه ی امیرکبیر تمام سخن رانان معرفی شده اند و گوشه هایی از سخنان بعضی از آن ها نیز آمده است( کیوان امیری هم صحبت می کند و نام اش ذکر شده، او بیانه جریان مطبوع اش را در زمانی دیگر در انتهای مراسم می خواند، آن جا که خبرنگار خبرنامه ی امیرکبیر حضور نداشته و تریبون را بسیار پیش از آن پایان یافته می دانسته و اعلام کرده، و از حضور دانشجویان در راهروهای دانشکده هم سخنی نرفته). اما در اوای دانشگاه تنها در مورد بیانه ی "جمعی از دانشجویان چپ" و هم چنین "یکی از دانشجویان چپ دانشگاه شریف" است که نام گروه و مرامی می رود ( می بینیم که دقیقا پیش از"بیانیه جمعی از دانشجویان چپ و کرد"، از خوانده شدن چند بیانیه و سخنان چند تن از دانشجویان سخن می رود، بدون هیچ توضیحی). این کار اما غیر اخلاقی نیست. هر یک از سایت ها از دریچه ای به آن چه که در علامه گذشته نگاه می کنند، اما بی اخلاقی سیاسی روی نداده است. مساله ی پلاکارد و اتفاقات پس از آن هم پس از 15 آذر، هم در 30 مهر داستان متفاوتی دارد. روشن است، نه؟ در ضمن، از من حاضر در آن جا بپذیرید که حضور دانشجویان چپ در علامه بسیار مفید تر بود از اپورتونیسم چپ رادیکال در پلی تکنیک، و اتحاد دانشجویان نیز بسیار بیشتر.
در انتها ایشان از ارتباط جنبش دانشجویی و جنبش روشنفکری نوشته اند و می آورند:" در تمامی جنبش های اجتماعی، چپ ها با دیگر جریاناتِ هم گام در اتحاد عمل قدم بر می دارند. بدون ان که خود را در این حریانات حل کرده و حق انتخاب را از مردم سلب کنند." اما این سلب کردن حق انتخاب مردم، نباید همراه با اپورتونیسم و دیگر بی اخلافی ها باشد. اگر مساله ی پلاکارد این قدر در حق انتخاب مردم موثر است، می توانند در تجمعات خود به تعداد جمعیت کشورمان پلاکارد توزیع کنند.
راه فراروی چپ ایران بسیار طولانی است. فعلا از توهم صحبت با مردم درآیید، آن هم با پلاکارد. و کودکانه شاد نشویم از بالا رفتن چند پلاکارد سرخ و تجمعات را سرخ ننامیم.
با درود.
پی نوشت: دوست عزیزمان، مازیار سمیعی امروز در هنگام ورود به دانشکده ی علوم اجتماعی علامه بازداشت شد. غیر از او 5 نفر دیگر(3 پسر و دو دختر، که من تنها نام آرمان صداقتی را می دانم) بازداشت شدند. 8 آبان نیز در تاریخ جنبش دانشجویی ایران و دانشگاه علامه ثبت شد.
۲ - احمد میر طاهری - دانشجوی اقتصاد علامه
۳ - مهسا مهرداد - پلی تکنیک
۴ - نیلوفر عبده حق - پلی تکنیک
۵ - آرمان صداقتی - پلی تکنیک
۶ - محمد میرزایی
۷ - بهنام سپهروند
۸ - سرلک ( نام کوچک مشخص نیست)