یک تصویری در تلویزیون هست که این چند سال بسیار در راستای "مهندسی فرهنگی" مشاهده می کنیم. بیمارستانی را نشان می دهند. یک آدمی که هشتاد تکه شده است و کامل سوخته را نشان می دهند. از او می پرسند:" چه شده است؟" او هم پاسخ می دهد:" اِ اُ بَاَ.... ." ( و از این دست اصوات) و شخصی ترجمه می کند که :" ایشان می گویند که در حال اتیش بازی بودم. تو رو خدا آتیش بازی نکنین. من پشیمونم. نکنین با جوونیتون."
بعضی اوقات این قدر این تصاویر ترسناک هستند و تکان دهنده، که آدمی با خود می گوید که آخر به چه دلیل یک چنین خشونت عریانی را نشان می دهند؟ پس درجه بندی چه شد؟ شما که در تلویزیون تان برای همه چیز درجه بندی های خاص خودتان را دارید، چرا در این مورد هیچ مرزی را رعایت نمی کنید؟ بعضی لز این تصاویر را در هیچ فیلمی هم نمی شود دید. بسیارند اشخاصی که از ترس تصاویری که دیده اند از خانه شان بیرون هم نمی آیند. یک چنین تصاویری چه چیزی از چهارشنبه سوری در ذهن کودکی که آن تصاویر را می بیند را ثبت می کند؟ مگر چه قدر ممکن است که شخصی در چهارشنبه سوری آن قدر اسیب ببیند؟ بسیار اندکند، کسانی هم این گونه می شوند که یا با دیگری درگیر می شوند یا... . نمی دانم! نشان دادن آن تصاویر غیر اخلاقی است. با هیچ دلیلی هم پخش آن تصاویر و ایجاد ان ترس ها توجیه پذیر نیست. مهندسی فرهنگی؛ عجب حماقتی!
از این دست مثال ها زیاد است، از این دست ترساندن ها. تصادفی را نشان می دهند که با ماشین های ما امکان پذیر نیست! BMW X3 با 250 کیلومتر سرعت به ماکسیما می زند و همه چیز مچاله می شود. بعد تعدادی دست و پا به شما نشان می دهند و ماشین های مچاله شده. باید یاد بگیری که سرعت زیاد خیلی بد است، وحشتناک است. دیگر نمی توانی با خیال راحت رانندگی کنی. مدام منتظری چپ کنی، اتفاقی بیافتد. شخصی که این تصاویر را می بیند چه گناهی کرده؟ نکند این بار هم مورد "مهندسی فرهنگی" قرار گرفته؟
در فرهنگ سازی، پدیده ها خیلی یک طرفه انه اند: "سیگار، 800000 نوع ماده ی سرطانی و زیان آور دارد."
لعنتی! حالا این قبول، ولی یک ماده ی مناسب هم دارد دیگر. شخصی به ازای یک نخ سیگار این قدر حرص می خورد که شب خوابش نمی برد.
آقایان مهندس، خانم های فرهنگ ساز! کار شما غیر اخلاقی است، حتی اگر دیگر چهارشنبه سوری خطرناک را فراموش کنیم، سریع نرانیم یا سیگار نکشیم.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 2:16  توسط روزبهان امیری
|