1. دوست عزیزی 2-3 روز پیش حرفی زد که در این مدت وبلاگ نویسی از این دست مطالب کم نشنیده بودم. گفت که من شبیه "لیبرال های دوم خردادی" می نویسم و نظرم را در مورد مسعود بهنود و علیرضا نوری زاده پرسید. شیوه ی نگارش من را نزدیک این دو( و بخصوص بهنود ) می دید . فکر کنم در دلش( و گاهی بر لبش) می گفت که آخه کمپینی! تو هم آخه حالا...( بی تربیتی است). از قسمت "لیبرال" اش ناراحت نشدم. چون خیلی این الفاظ را دارای اصالت نمی بینم در محیط های دانشجویی: لیبرال های یک شبه چپ شده و چپ های یک شبه لیبرال شده را کم ندیده اید. ولی قسمت "دوم خردادی" اش ناراحت ام کرد! یعنی من این قدر ضایع ام؟ یا عزیزی چند وقت پیش گیر داده بود که من این پتکم را نمایان کنم و بکوبم بر سرش. حالا ما در این شرایط سرکوب، سرکوفتی بر کسی نمی زنیم، رها کنید این حرف ها را دیگر!
2. در طول عید باستانی نوروز که خیلی هم باحال است و اصلا ارتجاعی نیست و من دوستش دارم، در اصفهان دیدم که نوکران آشنا به کامپیوتر استبداد یا شاید نرم افزار هایشان پتک را فیلتر کرده اند. از هر isp ای نیز استفاده کردم نتیجه همین بود. آن جه بود که این ایده به ذهنم رسید: این که بازدیدکنندگان این وبلاگ کم است به این دلیل است که احتمالا در همه ی شهر های ایران فیلترم کرده اند نامردها! می شود دوستانی که از داخل ایران و خارج تهران این جا می آیند یک توضیحی در مورد اضاع پتک در شهرشان دهند؟ بدم هم نمی آید که بهانه ای پیدا شود و ادامه ی پتک زنی ام را در جای دیگری انجام دهم.
3. محمود صالحی هم آزاد شده. در میان این همه خبر بد کمی آرامش بخش بود.
4. من حالم بهتر شده است. این حالت ناله ای که زندگی تان را فرا گرفته است را دوست ندارم. می دانم اوضاع خیلی بد است، اما ناله کردن و یادآوری چند ده باره این موضوع هیچ سودی ندارد. بروید فلسفه بخوانید، رمان، زبان، تفریح. یک کار مفیدی بکنید. ناله نکنید که اصلا ارتباطی به کار مدنی ندارد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 14:26  توسط روزبهان امیری
|